پسرم ارشیاپسرم ارشیا، تا این لحظه: 20 سال و 1 ماه و 9 روز سن داره
دخترم هانیادخترم هانیا، تا این لحظه: 14 سال و 11 ماه سن داره

یادداشتهای مامان

تولد همسری مباااارک ....

خوشبختی من در بودن باتو است و روز تولد تو تقدیر خوشبختی من است تو آمدی و عمیق ترین نگاه را از میان چشمان دریایی ات به وصال قلبم نشاندی زیباترین گلهای دنیا تقدیم به تو ، بهترین عشق دنیا تولدت مبارک عشق قشنگ زندگیم ️ ️ ️ ️ ️ ️ ️ ️ ️ تمام دقایق مانده از عمرم به همراه زیبا ترین بوسه های عاشقانه هدیه ای برای روز تولد تو . . . لمس بودنت مبارک رامینم دفترچه ی خاطرات قلبم را که خالی از عشق و یکرنگی بود سرشار از عشق و محبت کردی ، نازنیم ، زیباترینم حضور گرم و همیشگی ات را هزاران هزار بار سپاس ...
21 آذر 1396

۹ ساااال گذشت ....😔😔

رضا جان.... دلم تنگ است و میدانم تو دیگر برنمیگردی  بمانم هرچه خیره پشتِ این در، برنمیگردی   به یادت هرچه بی تابانه بنشینم به رویِ تاب  به زیرِ این درختِ سایه گستر برنمیگردی   دوباره دانه می پاشم حیاطِ خیسِ باران را  اگرچه خوب میدانم کبوتر برنمیگردی   تُهی از نوبهارت مانده تقویمِ خزانِ من به این مهر و به این آبان و آذر برنمیگردی   غریبی میکنم با قابِ عکست نا اُمیدانه  خودم هم کرده ام انگار باور برنمیگردی   هزاران سالِ دیگر کااااااااش با بویِ تو برخیزم  به دیدارم نگو که صبحِ محشر برنمیگردی     نفس در سینه حبس است ای برادر سکو...
13 آذر 1396

نامه ای برای فرزندانم....

فرزندان دلبندم!  اين نامه را برای شما مى نويسم، به شما كه آينده من هستین! عزيزانم....زيباترين هایم.... روزى كه شما را در درونم حس كردم.... نه آزمايش داده بودم.... نه فرشته ها برام خبر آوردن..... فقط صبح احساس كردم نقطه اى سپيد درونم مى جوشه... حس گرمى رگهامو پر كرده بود. هيچ كس باور نكرد حرفمو اما مى دونستم دارم مادر مى شم.... به فكر فرو رفتم، من قرار است به عنوان مادر چه چيزهايى به فرزندان خود ياد بدهم و قرار است به زودى نام مقدس مادر را كه مسئوليت زيادى به همراه دارد را بر خود بگذارم!  آن روز كه درونم زاده شدین دوباره عاشق شدم و هميشه از خدا خواستم سالم و مهربان باشین. فرزندان عزيزم، عشقهای من، دوست دارم آنچنان كه لي...
5 آذر 1396
1